السيد موسى الشبيري الزنجاني
6346
كتاب النكاح ( فارسى )
5 - نظر استاد در مسأله تمديد يا تجديد عقد قبل از انقضاء اجل به نظر ما با توجه به صحت سند روايت معارض و همچنين صراحت مضمون آن در جواز تجديد عقد قبل از انقضاء اجل ، ما بايد به واسطه اين روايت از ظهور روايت ابان بن تغلب در عدم جواز رفع يد نماييم و آن را حمل بر كراهت كنيم ، چنانچه در امثال اين موارد يعنى موارد تعارض بين نص و ظاهر فقهاء چنين حملى انجام مىدهند . 6 - عدم شذوذ قول به جواز تجديد عقد قول به جواز ، قول شاذ و نادرى نيست غير از ابن حمزه فقهاء ديگرى نيز به اين مطلب قائل شدهاند . فاضل مقداد در تنقيح اين مسأله را مبتنى به مسأله جواز تأخير متعه از زمان انشاء عقد كرده و مىگويد چون ما در آن مسأله قائل به جواز هستيم بالطبع در مسأله ما نحن فيه نيز تجديد عقد قبل از انقضاء اجل را جايز مىدانيم . صاحب مدارك در نهاية المرام و مجلسى ثانى نيز ابتناء مسأله ما نحن فيه را بر مسأله مذكور قبول داشته ، ليكن صاحب مدارك در آن مسأله قائل به عدم جواز تأخير عقد است . حاصل اينكه بعضى هم مبنا و هم بناء را صحيح و جايز مىدانند و بعضى نيز بنابراين كه مبنا صحيح باشد در اين مسأله نيز حكم به جواز كردهاند . مرحوم علامه در كتاب مختلف قول به جواز را به ابن عقيل نيز نسبت مىدهد ، ولى چنان كه صاحب جواهر نيز فرموده است انتساب اين قول به ابن عقيل محل تأمل است ، خود علامه نيز عباراتى مندمج در اين مسأله دارد ، ولى آن كسانى كه به طور روشن حكم نمودهاند همانهايى است كه ذكر شد . 7 - دو صورت مختلف براى تجديد عقد قبل از انقضاء اجل نكتهاى كه در اينجا تذكر آن لازم است اين است كه انشاء عقد جديد قبل از انقضاء اجل عقد سابق به دو صورت متصور است . صورت اول اين است كه قبل از